ویژه

نوروز مبارک

سال نو می‌شود، زمین نفسی دوباره می‌کشد، برگ‌ها به رنگ در می‌آیند و گل‌ها لبخند می‌زند
پرنده‌های خسته بر می‌گردند و در این رویش سبز دوباره… من… تو… ما… کجا ایستاده‌ایم
سهم ما چیست؟ نقش ما چیست؟ پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟
زمین سلامت می‌کند و ابرها درودتان .

نوروز، نماد جاودانِ نو شدن است
تجدید جوانیِ جهان کهن است
زین‌ها همه خوب‌تر که هر نو شدنش
یادآور نام پاک ایرانِ من است

گشت گرداگرد مهر تابناک، ایران زمین
روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین
ای تو یزدان، ای تو گرداننده مهر و سپهر
برترینش کن برایم این زمان و این زمین

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می‌باشد
را به تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض کرده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را از درگاه خداوند بزرگ و سبحان برای شما عزیزان مسئلت می‌کنیم

بنام خدای بهار آفرین / بهار آفرین را هزار آفرین
به جمشید و آیین پاکش درود / که نوروز از او مانده در یادبود

در شکفتن جشن نوروز برایت در همه سال سر سبزی جاودان و شادی
اندیشه‌ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمت‌های خدادادی آرزومندم.

 

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار می‌روند
تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند
و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود
طرب انگیز نو روز و جشن شکوفه ها را بر گذار می‌نمایند

فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو،
کردار نو و تصمیم‌های نو برای آینده است،
آینده‌ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشد.
در سال نو، ۳۶۵ روز سلامتی، شادی، پیروزی، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندم.

بلندگوی هوشمند Invoke در خارج از ایالات متحده نیز عملکرد خوبی دارد

بلندگوی هوشمند Harman Kardon Invoke اولین بلندگوی هوشمندی است که بر مبنای کورتانا دستیار هوشمند مایکروسافت ساخته شده و چند ماه قبل به‌صورت رسمی در کشور آمریکا عرضه شد. هنوز عرضه جهانی این بلندگوی هوشمند انجام نشده، اما در این مقاله نگاهی خواهیم داشت به نحوه عملکرد آن در دیگر نقاط دنیا.

بلندگوی هوشمند Invoke را باید اولین تلاش مایکروسافت برای عرضه کورتانا در قالب یک بلندگوی هوشمند دانست. پیشتر در مقاله‌ای به‌صورت مفصل به بررسی قابلیت‌ها و ویژگی‌های این بلندگوی هوشمند پرداختیم. Invoke به‌رغم برخورداری از قابلیت‌هایی بسیار جالب و کیفیت ساخت و صدای بسیار خوب از یک مشکل عمده رنج می‌برد. این بلندگو صرفا در کشور آمریکا عرضه شده، در نتیجه این مسئله برای کاربران و طرفدارانی که در خارج از این کشور زندگی می‌کنند مسئله‌ای ناراحت کننده خواهد بود.

فروشگاه محصولات شیائومی
خط ثابت تهران

خوشبختانه بسیار از خرده فروشی‌های آنلاین کشور آمریکا امکان خرید آن را در دیگر نقاط دنیا فراهم کرده‌اند، در نتیجه من به‌عنوان یکی از عاشقان محصولات مایکروسافت تصمیم به خرید این بلندگوی هوشمند از سایت آمازون آمریکا گرفتم و این سایت Invoke را برای من که در کشور انگلستان ساکن هستم ارسال کرد.بسیاری از کاربران از من سوال کرده‌اند با توجه به آنکه این بلندگوی هوشمند در خارج از آمریکا پشتیبانی نمی‌شود، آیا خرید آن در دیگر کشورها امری منطقی است؟ تداوم سوالاتی از این دست در کنار علاقه شخصی باعث شد تا این محصول را سفارش دهم تا امکان بررسی عملکرد آن در کشوری غیر از آمریکا بررسی شود. اگر شما هم مشتاق به دانستن جواب این سوال هستید در یک کلمه باید بگویم: بله، Invoke در دیگر کشورها نیز کار می‌کند. البته باید به نکته‌ای بسیار مهم توجه داشت، برای فعال شدن بلندگو لازم است زبان ویندوز 10 شما حتما انگلیسی باشد.

در ادامه لازم است تا اپلیکیشن بلندگو را از مایکروسافت استور دانلود کنید، بدین ترتیب می‌توانید بلندگو را بدون مشکلی نصب و فعال کنید. البته تمام مشکلات هنوز به اتمام نرسیده است، با آنکه بلندگو بدون مشکل کار می‌کند اما به خاطر اینکه مهارت‌ها و قابلیت‌های ویژه Invoke صرفا منحصر به کشور آمریکا است در استفاده از آنها دچار مشکل خواهید بود. ناامید نشوید، این مشکل نیز راهی برای دور زدن دارد.مایکروسافت آگاه است که در صورت تنظیم مکان سیستم در کشوری غیر از آمریکا، عملکرد چندان خوبی نخواهد داشت و کاربران نمی‌توانند از تمامی قابلیت‌های آن استفاده کنند. بنابراین مایکروسافت قابلیتی را درنظر گرفته که به کاربران این امکان را می‌دهد بدون نیاز به تغییر کشور سیستم عامل، کشور مورد استفاده برای کورتانا تغییر کند. این قابلیت در حقیقت این امکان را می‌دهد که من ویندوز 10 را در همان کشوری که ساکن هستم مثلا انگلستان تنظیم کنم و صرفا موقعیت مکانی را برای کورتانا آمریکا تعریف کنم. البته باید توجه داشت با چنین تنظیماتی اخبار و موارد مشابه مرتبط با کشور آمریکا به‌صورت روزانه برای من به‌نمایش در می‌آیند اما در عوض می‌توانم از تمامی قابلیت‌ها و مهارت‌های کورتانا به‌صورت کامل بهره‌مند گردم.

بدون تغییر موقعیت مکانی کورتانا به آمریکا امکان انجام کارهایی نظیر کنترل موسیقی یا کنترل خانه هوشمند توسط بلندگوی Invoke غیر ممکن خواهد بود. برای مثال زمانی که موقعیت مکانی را در تنظیمات کورتانا روی کشور انگلستان تنظیم کردم، کورتانا در Invoke صرفا قادر به پاسخ دادن سوالات ساده یا اعلام وضعیت آب و هوا بود که به‌هیچ وجه برای یک بلندگوی هوشمند کافی نیست، پس برای بهره‌مندی از حداکثر قابلیت‌های کورتانا در بلندگوی هوشمند اینوک لازم است تا موقعیت مکانی کورتانا را به کشور آمریکا تغییر دهید.

پس در صورتی که شما ساکن هر کشور دیگری نیز باشید تنها با تغییر موقعیت مکانی کورتانا به کشور آمریکا قادر خواهید بود درست مانند فردی که ساکن کشور آمریکا است از قابلیت‌های کورتانا و بلندگوی هوشمند اینوک بهره‌مند شوید. با انجام این تغییر ساده من قادر بودم تا با استفاده از فرامین صوتی خود آلبوم‌های موسیقی اسپاتیفای خود را گوش کنم، میزان نور چراغ‌های هوشمند Hue را تغییر دهم یا از کورتانا در مورد وضعیت ارسال بسته‌های پستی خود سوال کنم.

طی یک هفته استفاده‌ای که از این بلندگوی هوشمند داشتم مشکل خاصی وجود نداشت، البته گزارشاتی در مورد بروز برخی مشکلات در پخش اعلان ها و یادآوری‌ها از سوی برخی کاربران وجود داشته است، اما من شخصا با هیچ مشکلی مواجه نشدم. در حقیقت طی این یک هفته از تمامی دقایقی که با این بلندگوی هوشمند کار کردم لذت بردم. پیشتر من کاربر یک بلندگوی هوشمند آمازون اکو بودم که پس از کار کردن با اینوک و تجربه قابلیت‌های آن، به‌طور کامل بلندگوی آمازون را کنار گذاشتم.

یکی از مزیت‌های بزرگ اینوک در قیاس با دیگر بلندگو‌های هوشمند موجود در بازار کیفیت بسیار بالای اسپیکرهای آن است که البته از شرکتی مثل هارمن کاردن انتظاری جز این نمی‌توان داشت. از سوی دیگر کورتانا همراه با اینوک در شنیدن دستورات صوتی کاملا شنوا است و قادر بود لهجه بریتیش غلیظ من را نیز به‌خوبی تشخیص دهد.

در نهایت اگر ساکن کشوری غیر از آمریکا هستید و قصد خرید اینوک را دارید در خرید خود شک نکنید، چرا که کارکرد این بلندگوی هوشمند در دیگر نقاط دنیا نیز مانند کشور آمریکا خواهد بود و از سوی دیگر مایکروسافت روند توسعه کورتانا و قابلیت‌های آن را شدت بخشیده که این امر در نهایت منجر به بهبود توانایی‌ها و عملکرد این دستیار هوشمند دوست داشتنی خواهد شد.

بهترین کیبرد‌ها برای کار با سرفیس

کیبرد تایپ کاور سرفیس با حسگر اثر انگشت

یکی از ویژگی‌های جذاب اکوسیستم ویندوز قابلیت انحصاری ویندوز هلو است، اما متاسفانه سرفیس پرو 3 از جمله دستگاه‌هایی است که از تکنولوژی لازم برای پشتیبانی از این قابلیت ویندوز 10 برخوردار نیست. بنابراین اگر شما هم یکی از صاحبان این دستگاه هستید، میتوانید با تهیه یکی از این کیبرد‌ها و بوسیله اثر انگشت خود قفل دستگاه خود را باز کنید.
امکانات این نسخه از کیبرد نیز مشابه نسخه استاندارد تایپ کاور دارای نور پس زمینه در کلید‌ها، تاچ‌پد با حساسیت بالا و قابلیت اتصال سریع به دستگاه‌های سرفیس پرو 3، سرفیس پرو 4 و سرفیس پرو را نام برد.

بنابراین اگر قصد افزایش یک لایه امنیتی به دستگاه سرفیس خود را دارید، انتخاب این کیبرد بواسطه قیمت 160 دلاری و سازگاری کامل با ویندوز هلو می‌تواند گزینه مناسبی باشد. البته نسخه ای دیگر از این کیبرد و بدون حسگر اثر انگشت با نام Signature نیز وجود دارد که مانند این کیبرد با تبلت‌های سرفیس پرو، سرفیس پرو 3 و سرفیس پرو 4 به طور کامل سازگار است.

مشاهده در وان استور

لاجیتک K380

امروزه افراد بسیاری با دستگاه‌های مختلف در طول روز سر و کار دارند. با وجود اینکه می‌توانید از سرفیس خود تقریباً برای هر کاری استفاده کنید، اما قطعاً یک تلفن هم در جیب‌تان و یا یک دستگاه مک هم در دفتر کارتان دارید. در نتیجه اکنون نیاز به یک کیبرد همه کاره و سازگار با دستگاه‌ها و پلتفرم‌های مختلف احساس می‌شود.

کلید‌های گرد این کیبرد فضای کافی برای تایپ مناسب با آن را ایجاد کرده، به علاوه شروع قیمت 30 دلاری آن نیز به عنوان یک کیبرد با این همه امکانات بسیار عالی است. این کیبرد می‌تواند به طور همزمان تا حداکثر 3 دستگاه مختلف متصل شود و به راحتی و تنها با فشار یک دکمه بین دستگاه‌ها جا‌به‌جا شود. طراحی و ساخت کلید‌ها هم به گونه‌ای است که استفاده از آن‌ها در هر دو سیستم عامل ویندوز و مک بی دردسر باشد.

همچنین وب سایت Wirecutter نیز این کیبرد را به عنوان بهترین کیبرد بلوتوث انتخاب کرده و در توصیف آن گفته :

کیبرد لاجیتک K380 ترکیب کاملی از راحتی، قابلیت و قیمت است.

Corsair Strafe

کیبرد Corsair Strafe را می‌توان به دلیل داشتن کیفیت بالا و قیمت نسبتاً مناسب 70 دلاری اش به عنوان یکی از بهترین کیبرد‌های این لیست در نظر گرفت.

این کیبرد بواسطه بهره‌مندی از قابلیت Cherry MX در ساخت کلید‌هایش، راحتی و نرمی کلید‌ها را در حین استفاده برای تایپ و گیمینگ را تضمین خواهد کرد و به علت تجهیز آن به کلید‌های با نور پس زمینه قرمز علاوه بر افزودن جلوه زیبا، آن را برای استفاده در محیط‌های کم نور و تاریک نیز مناسب می سازد. همچنین کسانی که دوست دارند تا کنترل کاملی بر روی همه چیز داشته باشند می‌توانند برای هر کلید در این کیبرد یک وظیفه دلخواه تعیین کنند. اگر قصد بازی کردن بر روی سرفیس خود را دارید، پیشنهاد می‌کنیم تا این کیبرد را در بالای لیست خود قرار دهید.

لاجیتک K400

صفحه کلید‌های بی‌سیم و مستقل گزینه مناسبی برای زمانی هستند که نمی‌توانید از نزدیک با دستگاه سرفیس خود کار کنید، اما در این مواقع نیاز به یک موس بی‌سیم نیز خواهید داشت مگر آنکه از یک کیبرد مجهز به یک تاچ پد استفاده کنید.

لاجیتک K400 با قیمت 25 دلاری خود دقیقاً همان چیزی است که در این مواقع به آن نیاز خواهید داشت. تنها کافیست تا دانگل بلوتوث دستگاه را به سرفیس خود وصل کنید و از آن تا فاصله 10 متر بدون مشکل استفاده کنید. صفحه لمسی این کیبرد در بخش راست آن قرار دارد اما در کل اندازه این محصول جمع و جور است و جای زیادی نمی‌گیرد. در رابطه با کیفیت قطعات استفاده شده در ساخت این دستگاه هم جای نگرانی نیست زیرا این دستگاه از میان 1300 بررسی که توسط خریداران آن در سایت آمازون انجام شده موفق به دریافت امتیاز 4.2 از 5 شده است. بنابراین اگر گاهی با فاصله زیاد از دستگاه خود استفاده می‌کنید، این کیبرد می‌تواند شما را از خرید یک موس بی‌سیم بی‌نیاز کند.

کیبرد تایپ کاور MoKo

در این بخش به دو دلیل خواهیم پرداخت که چرا باید به جای خرید کیبرد اصلی مایکروسافت، نسخه مشابه آن را با نام MoKo تهیه کنیم. دلیل اول به علت قیمت بسیار ارزان تر 48 دلاری آن نسبت به نسخه اصلی است و علت دوم، به خاطر بهره گیری از قابلیت اتصال با بلوتوث، می توان از آن برای اتصال به چند دستگاه به طور همزمان استفاده کرد. البته این دستگاه‌ها تنها باید یکی از مدل‌های سرفیس پرو 3، سرفیس پرو 4 و سرفیس پرو باشد. بنابراین، اگر از چندین سرفیس پرو به طور همزمان استفاده می‌کنید، این کیبرد گزینه مناسب و ارزان قیمتی برای این کار خواهد بود.

تنها نقطه ضعف این کیبرد، تاچ پد نه‌چندان حساس آن است. پس اگر این موضوع برایتان اهمیتی ندارد و شما استفاده از موس و یا صفحه نمایش لمسی سرفیس‌ها را ترجیح می دهید، نظر شما را به قابلیت نور پس زمینه این کیبرد جذب می‌کنم. بنابراین، با وجود قیمت بسیار پایین تر این محصول نسبت به نسخه‌ی اصلی همچنان تجربه لذت بخشی را در حین تایپ در اختیارتان خواهد گذاشت.

لاجیتک K810

اگر به دنبال یک کیبرد بی‌سیم می‌گردید اما دوست ندارید تا درگاه‌های USB سرفیس خود را با با دانگل‌های مختلف بولوتوث اشغال کنید، باید به دنبال گزینه‌های مجهز به بلوتوث داخلی باشید و K810 لاجیتک یکی از بهترین انتخاب‌هاست. اگرچه این کیبرد با قیمت 70 دلاری خود از بسیاری از کیبرد‌های همرده خود گران‌تر است اما همان طور که می‌دانید هچ گرانی بی حکمت نیست.
از مزایای این کیبرد می‌توان به راحتی منحصر‌به فرد تایپ با آن نسبت به محصولات مشابه، قابلیت تنظیم نور پس زمینه، کلید‌های اختصاصی برای ویندوز و عمر باتری دو هفته ای در صورت کار مداوم نام برد. اگر تنها دستگاه‌تان یک سرفیس است و هر روز از آن برای نگارش و تایپ استفاده می کنید. این کیبرد حتماً به کارتان خواهد آمد.

کیبرد تایپ کاور سرفیس (نسخه اختصاصی برای طرفداران تیم NFL)

کیبرد تایپ کاور به‌طور اختصاصی برای دستگاه‌های سرفیس طراحی شده و زمانی هم که این محصول با طراحی و ساخت متفاوتی وجود داشته باشد، نمی‌توان به راحتی از کنار آن گذشت. همچنین بسیاری از افراد دوست دارند تا شخصی سازی بیشتری را به سرفیس‌های خود اضافه کنند. بنابراین در این مورد مایکروسافت کیبرد تایپ کاور سرفیس با نماد تیم فوتبال معروف NFL را برای این دسته افراد عرضه کرده است.
در صورت خرید این کیبرد، لوگو تیم مورد علاقه تان در زیر بدنه قرار خواهد داشت و پس از اتمام کارتان و بستن کیبرد، نماد NFL در پس زمینه خاکستری نمایان خواهد شد و جلوه زیبایی به دستگاه‌تان خواهد بخشید. این محصول هم مانند تایپ کاور اصلی از تمام ویژگی‌های آن مانند کلید‌های نرم، تاچ پد حساس به لمس و نور پس زمینه مجهز است و از دستگاه‌های مشابه با نسخه استاندارد پشتیبانی خواهد کرد.

کیبرد ارگونومیک سرفیس

اگر تمام روز در حال تایپ کردن هستید یا ساعت‌ها در مقابل صفحه نمایش در حال تایپ هستید و این کار بخش مهمی از زندگی‌تان را شامل می‌شود، شما تنها نیستید و مایکروسافت هم شما را فراموش نکرده و محصولی اختصاصی را برای شما و تمام کسانی که در حین تایپ زیاد با یک کیبرد به عضلات دست خود اهمیت می‌دهند ساخته است.

Surface Ergonomic با اندازه مناسب و استاندارد و قیمت 130 دلاری خود می‌تواند بوسیله بلوتوث به دستگاه سرفیس شما متصل شود. در بخش پایین کیبرد نیز فضای مناسبی برای استراحت دست تعبیه شده است که برای راحتی بیشتر با پارچه‌ای از جنس آلکانترا پوشانده شده است. همچنین کل صفحه‌کلید بوسیله یک بخش شیب دار به دو بخش مجزا تقسیم شده تا بدون توجه به مقدار زمانی که برای تایپ صرف می‌کنید کمترین خستگی در مچ دست و انگشتان خود حس نکنید. اگر شما هم مشکلاتی در تایپ با کیبرد خود دارید قطعاً انتخاب این کیبرد بسیاری از مشکلات شما را حل خواهد کرد و به کارتان سرعت خواهد بخشید. (توجه داشته باشید که این محصول مناسب افرادی است که به صورت 10 انگشتی تایپ می‌کنند.)

کدام سرفیس پرو را باید بخرید؟

آخرین نسل از خانواده تبلت‌های سرفیس پرو که توسط مایکروسافت معرفی شد، در پیکربندی‌های متفاوتی ارایه شده تا کاربران بتوانند محصول مورد نظر خود را براساس توانایی و نیاز خود تهیه کنند. به عنوان مثال، نسخه ای از این تبلت که مجهز به پردازنده Core m3 اینتل است برای  افرادی مناسب خواهد بود که از دستگاه خود برای مواردی بیش از وب گردی، ارسال و دریافت ایمیل، مشاهده فیلم و گوش کردن به آهنگ استفاده نمی‌کنند و اما در طرف دیگر، نسخه Core i7 این تبلت برای افرادی مناسب خواهد بود که تصمیم دارند از دستگاه خود برای اعمال کار‌‌های فشرده مانند ویرایش فیلم استفاده کنند.

ما‌ نیز می‌دانیم که انتخاب بهترین مدل مناسب نیاز شما برایتان آسان نیست. آیا واقعاً لازم است تا هزینه زیادی را برای خرید گران‌ترین مدل متحمل شوید در‌حالی که از تمام قدرت سخت افزاری آن استفاده نخواهید کرد؟ برای فهمیدن جواب این سوال در ادامه این مقاله با ما همراه باشید تا بهترین گزینه مناسب نیاز خود را پیدا کنید.

سرفیس پرو با پردازنده Core m3

نسخه مجهز به پردازنده Core m3 تبلت مایکروسافت، مدل پایه تبلت‌های سرفیس پرو و ارزان‌ترین گزینه در لیست ما است، اما این بدان معنا نیست که این دستگاه قادر به انجام کار‌‌‌های شما نخواهد بود. معمولاً این تبلت را گزینه مناسبی برای دانش آموزان معرفی می‌‌کنند اما علاوه بر این سایر افرادی که بیشتر وقت خود را به سرگرمی‌های بصری مانند تماشای فیلم، گوش دادن به موسیقی و مشاهده اخبار می‌گذرانند هم می‌توانند این نسخه از تبلت مایکروسافت را گزینه مناسبی برای انجام کار‌‌های روزانه خود بدانند.

این مدل همراه با 128 گیگابایت فضای ذخیره سازی و 4 گیگ رم عرضه می‌شود که در صورت نیاز می‌توانید فضای ذخیره سازی را بوسیله درگاه حافظه جانبی افزایش دهید. با این حال اگر باز هم به فضای ذخیره سازی بیشتری نیاز دارید بهتر است به خرید نسخه Core i5 فکر کنید، زیرا مایکروسافت برای مدل پایه تبلت خود گزینه دیگری با حافظه داخلی بیشتر در نظر نگرفته است. همچنین جالب است بدانید که  یکی از مزایای تبلت مورد بحث ما، عدم وجود فن در زیر بدنه آن است و این به معنی کارکرد کاملاً بدون صدا و نویز این محصول خواهد بود.

  • مشخصات سخت افزاری : پردازنده Core m3، حافظ گرافیکی Intel HD Graphics، حافظه 128 گیابایتی و 4 گیگابایت حافظه رم (قیمت : 799 دلار)

تبلت Core m3 سرفیس پرو، گزینه مناسبی برای افرادی است که کارهای زیادی با کامپیوتر خود نمی‌کنند، اگر شما هم از جمله اشخاصی هستید که از کامپیوتر خود برای کار های روزمره و نهایتاً کار سبک با برنامه‌های آفیس استفاده ‌می‌کنید، بنابراین این دستگاه انتخاب مناسبی برای شما خواهد بود.

سرفیس پرو با پردازنده Core i5

مدل Core i5 سرفیس پرو، نسخه بعدی و قوی‌تر Core m3 است که عملکرد به مراتب بهتری نسبت به نسخه قبلی دارد. این نسخه از تبلت‌های سرفیس پرو که در سطح میانی این محصولات از نظر قیمت و مشخصات سخت افزاری قرار می‌گیرد برای استفاده عموم مردم و بزرگ‌ترین بخش بازار تدارک دیده شده است که در مدل‌های مختلف و با پیکربندی‌های متفاوتی هم عرضه شده تا دست کاربرانی را که به دنبال یک سرفیس پرو مناسب برای نیاز‌های خود هستند بیشتر باز بگذارد.
این مدل با فضای ذخیره سازی 128 و 256 گیگابایت به همراه 4 و 8 گیگ حافظه رم ارایه شده که همانند نسخه قبلی می‌توانید در صورت نیاز حافظه داخلی کامپیوتر خود را بوسیله درگاه کارت حافظه جانبی افزایش دهید. همچنین در ساخت این نسخه نیز مانند مدل Core m3 از فن استفاده نشده است، بنابراین هر دو مدل پایین رده و میان رده از تبلت‌های سرفیس پرو مایکروسافت بدون فن خواهند بود که می‌توانند بدون تولید هرگونه صدا و نویزی دستگاه‌تان را خنک کنند.

این نسخه از تبلت مایکروسافت که از پردازنده Core i5 اینتل استفاده می‌کند، گزینه مناسبی برای اکثریت مردمی خواهد بود که به دنبال خرید یکی از کامپیوتر‌های سرفیس پرو مایکروسافت هستند. این دستگاه می‌تواند علاوه بر انجام تمام مواردی که در نسخه قبلی معرفی کردیم، کارکرد همزمان چند برنامه، کارهای سنگین با مجموعه برنامه‌های آفیس و کار سبک در برنامه فتوشاپ را نیز به دوش بکشد.

  • مشخصات سخت افزاری 1 : پردازنده Intel Core i5، حافظه گرافیکی Intel HD Graphic 620، حافظه داخلی 128 گیگ و 4 گیگابایت رم (قیمت 999 دلار)
  • مشخصات سخت افزاری 2 : پردازنده Intel Core i5، حافظه گرافیکی Intel HD Graphic 620، حافظه داخلی 256 گیگ و 8 گیگابایت رم (قیمت 1299 دلار)

اگر اکنون نسخه مورد نیازتان را پیدا کردید و قصد تهیه مدل Core i5 سرفیس پرو را دارید، پیشنهاد ما به شما انتخاب مدل مجهز به رم 8 گیگابایتی است زیرا 4 گیگابایت حافظه رم برای انجام پردازش‌های پردازنده Core i5 اینتل کافی نخواهد بود.

سرفیس پرو با پردازنده Core i7

نسخه‌های مجهز به پردازنده Core i7 سرفیس پرو، قدرتمند‌ترین و گران‌ترین گزینه‌های لیست ما هستند و اگر شما از جمله افرادی هستید که می‌دانید قرار است تا دستگاه خود را تا حد ممکن تحت فشار قرار دهید، این محصول مناسب نیاز شما و تمام کسانی خواهد بود که از کامپیوتر خود برای کسب و کار و تولید محتوا استفاده می‌کنند.

در بخش پیکربندی هم، مایکروسافت گزینه‌های متنوع بیشتری برای مشتریان تبلت بالارده خود در نظر گرفته است، از 256 و 512 گیگابایت تا 1 ترابایت فضای ذخیره سازی به همراه 8 یا 16 گیگابایت حافظه رم. همچنین نسخه‌های بالارده این تبلت نیز با گرافیک قدرتمند‌تری نیز همراه بوده که برای افرادی که از برنامه‌های گرافیکی مانند فتوشاپ و یا مدل سازی سه بعدی استفاده می‌کنند مفید خواهد بود. برخلاف دو نسخه قبل، در داخل این مدل یک فن برای مهار گرمای پردازنده و تضمین کارکرد صحیح آن تعبیه شده است.

  • مشخصات سخت افزاری 1 : پردازنده Intel Core i7، حافظه گرافیکی Intel Iris Plus 640، حافظه داخلی 256 گیگ و 8 گیگابایت رم (قیمت 1599 دلار)
  • مشخصات سخت افزاری 2 : پردازنده Intel Core i7، حافظه گرافیکی Intel Iris Plus 640، حافظه داخلی 512 گیگ و 16 گیگابایت رم (قیمت 2199 دلار)
  • مشخصات سخت افزاری 3 : پردازنده Intel Core i7، حافظه گرافیکی Intel Iris Plus 640، حافظه داخلی 1 ترابایت و 16 گیگابایت رم (قیمت 2699 دلار)

سرفیس پرو‌‌های مجهز به پردازنده Core i7، آخرین گزینه برای کسانی خواهد بود که قصد دارند تا بر روی سرفیس‌های خود فشار کاری زیادی قرار دهند. بنابراین اگر به‌دنبال یک کامپیوتر هستید که بتواند 99 درصد کار‌‌هایتان را انجام دهد، خواهید توانست آن را در کالبد یک تبلت قدرتمند بدست آورید. فراموش نکنید که نسخه‌های Core i7 تبلت سرفیس پرو از پس تمام فشار‌های کاری چون کار با فتوشاپ، مدل سازی و یا ویرایش فیلم برخواهند آمد و مشکلی در استفاده از این کار ها برای این کامپیوتر 2 در 1 وجود نخواهد داشت.

هرآنچه از مایکروسافت سرفیس استودیو 2 انتظار داریم

سخت‌افزار بهتر

چیزی که در ابتدا مسلم است سخت‌افزار بهتر برای نسخه بعدی است. سرفیس استودیو هر خوبی که داشت در زمینه سخت‌افزار کمتر از انتظار ظاهر شده بود. پردازنده‌ای از طبقه CPUهای لپ‌تاپی و کارت گرافیکی از نسل قبل چیزی بود که شاید در ابتدا هرکس را برای خرید آن مردد می‌کرد. انتظار ما از سرفیس استودیو 2 داشتن طیف وسیع‌تری از سخت‌افزارها است، به‌عنوان مثال مایکروسافت می‌تواند مانند سرفیس بوک 2، چند نسخه از این محصول را برای فروش آماده کند تا کسانی که می‌توانند از پس هزینه بالای آن بربیایند ولی از سخت‌افزار نسخه اول ناراضی بودند هم سرفیس استودیو 2 را بخرند.

مقرون به صرفه‌تر

شاید بزرگترین مشکل Surface Studio قیمت بالای آن باشد. هرچند از نظر من این قیمت بالا صرفا راهی برای رقابت مستقیم با محصولات مشابه اپل است، اما مایکروسافت باید ابتدا با راهکاری که اصولا قیمت پایینتر است، بازار کامپیوترهای حرفه‌ای All in One را از اپل بگیرد. چیزی که ما برای نسخه بعدی سرفیس استودیو انتظار داریم، ساخت یک نسخه ضعیفتر با قیمتی حدود 1500 دلار برای دستگاهی با پردازنده Core i5، رم 8 گیگ، 256 گیگابایت SSD و صفحه‌نمایشی کوچکتر است.

تاندربولت 3

زمانی که سرفیس استودیو معرفی شد هنوز پورت USB Type-C عمومی نشده بود، اما در سال 2018 اگر دستگاهی این پورت را نداشته باشد جزو ایرادات بزرگ آن محسوب می‌شود. انتظار ما از مایکروسافت برای نسخه بعدی این محصول، قرار دادن پورت‌های USB-C به‌علاوه تاندربولت 3 است. نبود تاندربولت روی این دستگاه باعث می‌شود دارندگان اپل آی‌مک به سختی راضی به کوچ کردن از اپل به مایکروسافت شوند. این پورت علاوه بر سرعت بالا برای انتقال اطلاعات، به کاربر اجازه می‌دهد به دستگاه خود کارت گرافیک اکسترنال متصل کند.

حافظه SSD

هرچند مایکروسافت در کنار استفاده از HDD برای سرفیس استودیو، یک هارد SSD با حجمی کم برای اجرای سیستم عامل نیز قرار داده بود، اما انتظار ما برای سرفیس استودیو 2 حذف هارد دیسک هیبریدی و جایگیزینی آن با نسخه سریعتر یعنی حافظه‌های SSD است. مایکروسافت در نسلی از Surface Studio که در حال حاضر در بازار موجود است از حافظه‌ای با سرعت دیسک 5400 دور در ثانیه استفاده کرده که این برای کارهای حرفه‌ای بسیار کند است. باید برای نسل بعد در کمترین حالت 256 گیگابایت هارد SSD به کاربران ارائه شود.

بررسی لومیا 650 XL، گوشی مایکروسافت که هیچ وقت عرضه نشد

از قرار معلوم، مایکروسافت از این موضوع خبر داشت و در حال ساختن لومیا 650 XL بود. این گوشی که با اسم Honjo شناخته می‌شد، از لحاظ سخت افزاری بسیار با لومیا 650 شباهت دارد، تنها یک تفاوت اساسی بین این دو وجود دارد: صفحه‌ی لومیا 650 XL بزرگ‌تر است. به جای صفحه‌ی 5 اینچی OLED با کیفیت 720p، لومیا 650 XL دارای صفحه‌ی LCD با اندازه‌‎ی 5/5 اینچ و کیفیت 720p است.

مشخصات فنی

سیستم عامل: ویندوز 10 موبایل

صفحه‌ی نمایش: 5/5 اینچ، با رزولوشن HD (1280*720) LCD

دوربین پشت: 8 مگاپیکسل با کیفیت فیلم برداری 720p

دوربین جلو: 5 مگاپیکسل با قابلیت تماس ویدئویی و فیلم برداری

پردازنده: کوالکام اسنپ دراگون 212 چهار هسته‌ای با فرکانس 1/3 گیگاهرتز

حافظه‌ی رَم و محل ذخیره: 1 گیگابایت رَم و 16 گیگابایت حافظه‌ی ذخیره سازی (قابل ارتقاء تا 200 گیگابایت)

پورت‌ها و اتصالات: میکرو USB

باتری: 2300 میلی آمپر ساعت

طراحی و سخت افزار

همانند لومیا 650، گوشی لومیا 650 XL دارای صفحه‌ی جلوی شیشه‌ای، بدنه‌ای آلومینیومی و قاب پشتی پلاستیکی با قابلیت جدا شدن است. اگر از ظاهر لومیا 650 خوش‌تان آمده بود، قطعا از ظاهر لومیا 650 XL نیز خوش‌تان می‌آمد. در واقع، این دو دقیقا شبیه به هم هستند به جز این که XL بزرگ‌تر است. هرچند در بحث سخت افزار، بین این دو چند تفاوت وجود دارد که ارزش ذکر کردن دارند.

اولین تغییری که در مقایسه‌ی این دو گوشی توجه را جلب می‌کند، محل قرار گیری جک هدفون و پورت میکرو USB است. جای هر دو برعکس شده است و درست در وسط بالا و پایین گوشی قرار گرفته‌اند. پورت میکرو USB به طوری عجیب در بالا و وسط قرار گرفته است و جک هدفون در پایین و وسط قرار گرفته است. این که این یک اقدام موقتی است و قرار بوده است در نسخه‌ی نهایی تغییراتی در باب این موضوع صورت بگیرد را هیچ وقت نخواهیم دانست، و به هر حال این گوشی یک نسخه‌ی آزمایشی است.

در زیر قاب پلاستیکی جدا شدنی این گوشی، باتری یافت نمی‌شود و باتری این گوشی غیرقابل جدا سازی است. قسمتی که باتری در آن قرار گرفته است با یک صفحه‌ی فلزی پوشانده شده است که مایه‌ی شرم‌ساری است. آخرین تغییری که می‌‌توان ذکر کرد بلندگوهای این گوشی است. در لومیا 650 XL بلندگوها به جای جلوی گوشی، در پشت آن قرار گرفته‌اند. بلندگوهای لومیا 650 در پایین صفحه‌ی نمایش قرار داشت ولی در لومیا 650 XL بلندگو در پشت آن قرار دارد.

صفحه نمایش این گوشی به اندازه‌ی صفحه نمایش لومیا 650 خوب نیست. در صفحه نمایش لومیا 650 XL از تکنولوژی OLED استفاده نشده است که این گوشی را از چشم می‌اندازد. یکی از نقاط قوت لومیا 650 صفحه نمایش فوق‌العاده OLEDاش بود که برای یک گوشی با قیمت کمتر از 300 دلار عالی به نظر می‌رسید. لومیا 650 XL صفحه نمایش LCD با کیفیت و وضوح نه چندان خوب دارد که زوایای دید کمتری نسبت به صفحه‌ی OLED برادر کوچک‌ترش دارد و کیفیت رنگ‌ها در آن خوب نیست.

متاسفانه مایکروسافت صفحه نمایش را بدون بیش‌تر کردن رزولوشن بزرگ‌تر کرده است، به این معنی که تصاویر در صفحه نمایش این گوشی به وضوح تصاویر در صفحه نمایش لومیا 650 نیستند. می‌توان گفت که صفحه نمایش آن “نسبتاً خوب” است و حداقل کاربر می‌تواند متن‌ها را به راحتی بخواند. ولی به این علت که صفحه‌ی OLED به کار نرفته است، این تجربه به اندازه نسخه‌ی کوچک‌تر آن جالب نخواهد بود.

می‌توان گفت بدنه‌ی آلومینیومی مهم‌ترین ویژگی طراحی هم لومیا 650 و هم لومیا 650 XL است. نگه داشتن این گوشی در دست احساسی خوبی به کاربر می‌دهد چراکه این محصول جذاب و خوش دست و در عین حال سبک است با این که بدنه‌ی آن از فلز ساخته شده است. متاسفانه دوربین در این نسخه آزمایشی کار نمی‌کند ولی به نظر من حتی اگر کار می‌کرد، عملکرد آن شبیه به لومیا 650 بود چراکه از سنسورهای مشابه در هر دو استفاده شده است که یک کیفیت را به کاربر ارائه می‌دهند. دوربین جلوی این گوشی دارای فلش LED است که کمی عجیب است.

اندازه

لومیا 650 XL در اندازه مشابه لومیا 950 XL است که خیلی هم بد نیست. درباره صفحه نمایش لومیا 650 XL باید گفت که در مقایسه با لومیا 950 XL نسبت اندازه‌ی صفحه نمایش به اندازه‌ی بدنه خوب نیست و به بهترین نحو از فضای اضافی استفاده نشده است. از آن جایی که هر دو گوشی در اندازه، یکسان هستند، صفحه نمایش 5/5 اینچی لومیا 650 XL لبه‌های بزرگ‌تر و فضای خالی بیشتری در اطراف صفحه نمایش به جای می‌گذارد.

نکته‌ی منفی دیگری درباره‌ی این گوشی این است که برای گشت و گذار در صفحه‌ی نمایش و بالا و پایین کردن آن حتما باید در صفحه این کار را انجام داد و نمی‌توان از دکمه‌های کنار صفحه برای این کار استفاده کرد. در این گوشی کلی فضای استفاده نشده در اطرف صفحه نمایش وجود دارد که برای کاربرانی که دستان کوچک دارند کار را سخت می‌کند.

مایکروسافت در لومیا 950 XL استفاده بهتری از فضای جلوی گوشی کرده است و نسبت اندازه‌ی صفحه نمایش به اندازه‌ی بدنه گوشی به مراتب بهتر از لومیا 650 XL است، چرا که این گوشی با این که اندازه بدنه‌اش با لومیا 650 XL یکی است، صفحه نمایش 5/7 اینچی در آن جا داده شده است. ولی با این اوصاف، اگر این نسبت اندازه‌ها برای شما مهم نیستند این گوشی بهتر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنید.

بدون هیچ ویژگی خاص

از نظر من صفحه نمایش غیر ایده‌آل این گوشی است که خاص بودنش را از آن گرفته است. بهترین ویژگی لومیا 650 همان صفحه نمایش فوق‌العاده‌اش بود که در لومیا 650 XL دیگر این ویژگی وجود ندارد. احتمال می‌دهم که این تغییر نوع صفحه نمایش به LCD برای کاهش قیمت محصول است، چراکه صفحه نمایش‌های OLED با بزرگ‌تر شدن، گران‌تر هم می‌شوند.

ولی به خاطر همین اقدام برای کاهش قیمت، لومیا 650 XL دیگر خاص بودنش را از دست داده است و دیگر ویژگی‌ای ندارد که آن را بالاتر از گوشی‌های هم رده‌ی خود قرار دهد. اگر هر دو گوشی لومیا 650 و لومیا 650 XL با هم عرضه می‌شدند، لومیا 650 که کوچک‌تر است بی شک تجربه‌ی بهتری در استفاده از این مدل از لومیا را به کاربر ارائه می‌داد.

شاید این همان دلیلی باشد که مایکروسافت را از عرضه‌ی این گوشی بازداشت. این شرکت تا الان موفقیت زیادی از طریق لومیا 650 بدست آورده است و نسخه XL با وضعیتی که بحثش را کردیم به هیچ وجه قادر به بهبود و پیشی گرفتن از لومیا 650 نخواهد بود. می‌توانم بگویم که خوشحالم این گوشی هیچ وقت پایش به بازار باز نشد. با این که کیفیت ساخت هر دو یکی است، و صفحه‌ی آن بزرگ‌تر است، کیفیت صفحه باعث می‌شود همه‌ی این‌ها از چشم بیافتند.

دلایل مایکروسافت برای تغییر ویندوز 10 S به یک حالت در ویندوز

ویندوز 10 S هنوز منسوخ نشده است

مایکروسافت قصد منسوخ کردن ویندوز 10 S را ندارد. در واقع، امسال شاهد فروش کامپیوترهای بیش‌تری خواهیم بود که سیستم عامل‌شان ویندوز 10 S است و مایکروسافت از قرار معلوم قصد ندارد از این کارش دست بکشد. تنها چیزی که تغییر کرده است چگونگی وجود این نسخه در OEMها است.

در گذشته، ویندوز 10 S خود یک نسخه‌ی ویندوز 10 بود و از دیگر نسخه‌های ویندوز 10 (Home و Pro) مجزا بود. شرکت‌های سخت افزاری می‌توانستند از بین 3 نسخه‌ی موجود یکی را انتخاب کنند. ولی دیگر اوضاع تغییر کرده است و مایکروسافت ویندوز 10 S را حذف کرده است و در عوض آن را به یک حالت در نسخه‌های Home و Pro تبدیل کرده است.

این تغییر به این معنی است که شرکت‌های سخت افزاری دیگر می‌توانند بین دو نسخه‌ی باقی مانده‌ی Home و Pro انتخاب کنند و به طور پیش فرض حالت S را در آن کامپیوتری که قصد فروشش را به مشتریان دارند فعال کنند. از لحاظ تئوری با این اقدام، ویندوز 10 S برای شرکت‌های سخت افزاری بیش‌تر قابل دسترس خواهد بود و جا به جایی بین حالت S و نسخه‌های “آنلاک شده‌ی” Home و Pro را برای کاربران آسان‌تر خواهد شد.

تبدیل کردن ویندوز 10 S به یک حالت ویندوز در واقع تلاش مایکروسافت برای گسترش دادن آن برای شرکت‌های سخت افزاری است، پس دیگر OEMها با یکی از نسخه‌های اصلی ویندوز به فروش می‌روند و هم زمان با آن، حالت S با آن تحویل داده می‌شود. این تغییر خود ثابت می‌کند که مایکروسافت قصد منسوخ کردن ویندوز 10 S را ندارد بلکه قرار است آن را بیشتر مورد توجه قرار دهد.

حالت S قرار نیست که حالت پیش فرض ویندوز باشد

تغییرات حالت S هیچ تاثیری بر کامپیوتر‌هایی که در حال حاضر نسخه‌های غیر S را اجرا می‌کنند نخواهد گذاشت. منظور این است که اگر شما ویندوز 10 Home و Pro بر کامپیوترتان دارید، دریافت حالت S به شما تحمیل نخواهد شد.

مایکروسافت حتی قرار نیست که حالت S را انتخاب پیش فرض شرکت‌های سخت افزاری کند. در واقع قرار است به یک گزینه‌ی ارزان‌تر برای سیستم عاملی که از پیش بر OEMها نصب می‌شود تبدیل شود. پس قرار نیست که استفاده از این حالت برای هیچکدام از این شرکت‌ها اجباری شود، به این معنی که شرکت‌هایی مانند Dell و HP که از سازندگان OEMها هستند، احتمالاً به فروش کامپیوتر‌های خود با یکی از دو نسخه اصلی ویندوز و بدون حالت S ادامه دهند.

با این که مایکروسافت از این شرکت‌ها می‌خواهد که از حالت S ویندوز 10 [به طور پیش فرض] استفاده کنند، هیچ اجباری در این مورد به کار نگرفته است. ویندوز 10 Home با حالت S برای OEMها ارزان‌تر از نسخه‌ی Home بدون حالت S است، ولی اگر شرکت‌هایی باشند که حاضرند پول بیشتری برای نسخه‌ی بدون حالت S بپردازند، باعث خوشحالی بیش‌تر مایکروسافت می‌شود. چنین چیزی برای نسخه‌ی Pro نیز صدق می‌کند.

همگی به این معنی است که در آینده ممکن است فروش کامپیوتر‌های جدید با حالت S بیش‌تر شود. همین به مایکروسافت کمک می‌کند که ویندوز 10 با حالت S را به کامپیوترهای بیش‌تری بیاورد و به کاربران فرصت ارتقا به نسخه‌های اصلی و کامل را به صورت رایگان بدهد.

ارتقای ویندوز 10 S به نسخه‌های اصلی رایگان می‌شود

در گذشته، اگر قصد ارتقا به یک نسخه‌ی “کامل” ویندوز 10 را داشتید، باید 49 دلار می‌پرداختید. دلیل‌اش این بود که ویندوز 10 S در واقع همان نسخه‌ی Pro ولی محدودتر بود، پس ارتقای ویندوز 10 S به ویندوز 10 Pro به نوعی آنلاک کردن ویندوز و قابلیت‌های آن محسوب می‌شد. در این صورت، با ارتقای ویندوز 10 S، در واقع شما بهای یک ویندوز 10 Pro را می‌پردازید، که برای کاربران S با پرداخت 49 دلار شدنی بود.

حالا که مایکروسافت قصد دارد ویندوز 10 S را به یک حالت در ویندوز 10 تبدیل کند، قضیه در حال تغییر کردن است. ارتقای به ویندوز 10 Pro همچنان 49 دلار خواهد بود، ولی ارتقای به ویندوز 10 Home رایگان خواهد شد.

این تغییر خوبی است، چرا که کاربران دیگر احساس نخواهند کرد که باید سریعاً به نسخه‌های اصلی و کامل ارتقا دهند. ارتقای ویندوز 10 Pro S به ویندوز 10 Pro فقط برای مدت محدودی رایگان بود و تعداد زیادی از کاربران احساس می‌کردند که حتماً باید این ارتقا را انجام دهند و این فرصت رایگان را از ندهند. حال که ذیگر ارتقای به ویندوز 10 Home رایگان است، دیگر کاربران مجبور نیستند که سریع اقدام به ارتقا کنند و حس اجبار کمتری به وجود می‌آید.

کاربران ویندوز 10 S در همان ویندوز باقی می‌مانند

اگر صاحب دستگاهی هستید که دارای ویندوز 10 S است، این تغییرات ذکر شده چیز زیادی را برای شما تغییر نخواهد داد. تنها تغییری که رخ خواهد داد این است که اسم سیستم عامل شما به ویندوز 10 Pro در حالت S تغییر می‌کند (Windows 10 Pro in S Mode)

این تازه شروع کار مایکروسافت با ویندوز 10 S است، و انتظار نداریم که مایکروسافت خیلی زود از آن دست بکشد. اگر از کاربران یا طرفداران ویندوز 10 S نیستید، جای نگرانی نیست، دستگاه شما به طور کاملاً عادی کار خواهد کرد و تغییراتی که ذکر شد بر طریقه‌ی استفاده شما از دستگاه‌تان تاثیری نخواهد گذاشت.

Window Core OS و OneCore

برای درک بهتر اینکه این چشم انداز مایکروسافت چگونه کار خواهد کرد، ابتدا ضروری است که برخی از معماری های سیستم عامل را بیشتر بشناسیم. در زیر لیست کلیدی ترین این المان ها را می توانید مشاهده کنید.

  • Windows OneCore – مایکروسافت در سال 2015 با موفقیت توانست هسته سیستم عاملش را میان دستگاه های مختلف با این قابلیت یکی سازد.
  • پلتفرم یونیورسال ویندوز (UWP) – مایکروسافت به واسطه این معماری پلتفرم برنامه های ویندوز را یکپارچه کرد که در سیستم های Win32 (x86, x64)، ARM و ایکس باکس اجرا شوند.
  • Windows Core OS  – بر اساس گزارشات یک منبع قابل اعتماد، مایکروسافت در حال ساخت ویندوز 10 به صورت ماژولار است که وقتی تمام شود، ویندوز 10 در تمام سیستم ها ظاهر یکسان خواهد داشت اما برخی ابزار ها مثل Win32 یا ارتباطات تلفنی مثل تماس می توانند توسط کمپانی ها اضافه یا کم شوند. Windows Core OS همچنین یک نسخه UWP واقعی نیز بدون هیچ گونه نیاز به پشتیبانی بومی Win32 خواهد داشت که در نهایت جایگزین ویندوز 10 اس خواهد شد.
  • Windows CShell – با همان کرنل، یک هسته انعطاف پذیر و پلتفرم یکپارچه اپلیکیشن که آخرین قسمت پوسته (Shell) یا به عبارت بهتر UI است که خود را با صفحه نمایش سازگار می کند. CShell ایده کانتینیوم را به سطح سیستم عامل می رساند و به دستگاه ها اجازه می دهد تا رابط های کاربری خودرا برای وظیفه و تجربه های مختلف تنظیم کنند. برای مثال یک دستگاه که ویندوز 10 دسکتاپ را اجرا می کند خواهد توانست تا با رابط کاربری ویندوز 10 موبایل به واسطه یک mode روی گوشی اجرا شود یا یک ویندوز 10 کامپیوتر وقتی روی حالت گیمینگ باشد می تواند رابط کاربری ایکس باکس داشته باشد.

به عبارت ساده تر این ایده بیان دارد که: ویندوز هسته مشترک (OneCore) و ابزار های در سطح سیستم عامل یکی (Windows Core OS) خواهد داشت اما پوسته (Shell) بسته به مشخصات سخت افزاری و نوع دستگاه می تواند متفاوت باشد.

پیش از این مدل، مایکروسافت هسته یک پارچه (OneCore) داشت اما موارد سطح سیستم عامل میان دستگاه های ویندوز 10 موبایل، کامپیوتر، ایکس باکس، هالولنز و سرفیس هاب تفاوت داشت.

هر کدام از این دستگاه ها یک تیم جداگانه برای پشتیبانی خود نیاز دارد. با اینکه که تمام آن ها هسته اشتراکی (OneCore) و لایه اپلیکیشن اشتراکی (UWP) داشتند اما در میانه راه یک تیم مهندسی دیگر باید برای هر کدام وارد شود.

با Windows Core OS این مدل به پایان کار خود رسید و حالا هسته، لایه اپلیکیشن، و ابزار های سطح سیستم عامل همگی یکی هستند با یک تفاوت که آن هم رابط کاربری متفاوت است که در مدل Windows Core OS از آن به عنوان Composers نیز یاد شده و می توان یک نمونه tablet composer، یکی برای دسکتاپ و یکی برای موبایل داشت.

سازندگان (Composers): اندرومدا (Andromeda) ، پولاریس (Polaris) و …

هرآنچه باید در مورد Windows Core OS و پروژه Polaris مایکروسافت بدانید

سازندگان (Composers) اجزای پوسته انعطاف پذیری هستند که Windows Core OS خواهد داشت. یک پوسته موبایل (اندرومدا)، پوسته دسکتاپ (پولاریس)، سرفیس هاب (Aruba) و واقعیت افزوده (Oasis).

با این تئوری دستگاه های جدید composer های چندگانه خواهند داشت. برای مثال یک دستگاه می تواند به عنوان یک موبایل (با اندرومدا) عمل کند اما به حالت دسکتاپ (پولاریس) تغییر کند.

همچنین composer های زیادی هم می تواند وجود داشته باشد و در این مورد محدودیتی نیست. مایکروسافت در حال حاضر بخش هسته (OneCore)، سیستم عامل Core و لایه اپلیکیشن (UWP) را به اتمام رسانده و حالا این سیستم می تواند یک تجربه جدید نظیر حالت گیمینگ و… داشته باشد.

این مدل درواقع یک فرم از کانتینیوم است که بین تمام نسخه های ویندوز ساخته شده و این اجازه را می دهد تا سیستم عامل بدون نیاز به بازنویسی با سخت افزار جدید سازگار شود.

چه چیزی یک کامپیوتر پولاریس را متفاوت می سازد؟

هرآنچه باید در مورد Windows Core OS و پروژه Polaris مایکروسافت بدانید

اولین باری که یک لپ تاپ پولاریس که سیستم عامل Windows Core را اجرا می کند ببینید از نظر نرم افزاری دقیقا شبیه ویندوز 10 خواهد بود.

اما در لایه های زیرین سیستم همه چیز متفاوت است و دیگر ابزار های میراثی قدیمی نظیر File Explorer آنگونه نیستند و این ابزار ها برای ساده کردن ویندوز در دهه آینده کنار گذاشته شده اند.

البته در این موضوع که تمام موارد میراثی سیستم که شامل API های کلاسیک Win32 هستند از بین بروند تردید وجود دارد اما در عوض به Windows Core OS به عنوان یک زیر مجموعه از ویندوز های قدیمی و سنگین نگاه کنید.

اما چه بلایی بر سر برنامه های قدیمی می آید؟ مایکروسافت برای این موضوع راه حل های متفاوتی ارائه کرده از جمله اینکه به واسطه استور مایکروسافت این مورد را حل کند. یعنی اپلکیشن های قدیمی وارد استور شوند و از طریق استور قابل دریافت باشند مثل کاری که برای Paint قدیمی انجام شد.

یک راه حل دیگر app-streaming است که در واقع شما هر برنامه قدیمی را با توجه به توانایی دستگاهتان می توانید اجرا کنید. اما این هدف اصلی مایکروسافت نیست و هدف اصلی Windows Core OS و پولاریس برای کاربران دسکتاپ و لپ تاپ UWP است. مایکروسافت می خواهد مشتریانش را به استفاده از مایکروسافت استور و اپلیکیشن های پلتفرم یونیورسال ویندوز ترغیب کند.

Windows Core OS: تنها تجربه های جدید دستگاه

هرآنچه باید در مورد Windows Core OS و پروژه Polaris مایکروسافت بدانید

در نهایت به این موضوع باید توجه داشت که مایکروسافت نمی تواند هر کس را به استفاده از Windows Core OS – چه اندرومدا یا پولاریس – مجور کند.

این نسخه ساده از ویندوز تنها به بازار کامپیوتر های جدید با یک سیستم عامل لاغر تر خواهد آمد. در دنیای مارکتینگ این موضوع مشهود است که کاربران عادی هدف اصلی نمی توانند باشند. اما در عوض در بازار آموزشی یا سازمانی می تواند مخاطبان خود را جذب کند.

همچنین احتمالا در نهایت احتمالا این سیستم عامل مناسب دستگاه های جدید نظیر Always Connected کامپیوتر ها که ویندوز 10 روی آرم اجرا می کنند خواهد بود. این سیتم عامل برای این دستگاه ها که با پردازنده های اسنپ دراگون اجرا می شوند امن خواهد بود و آن ها در نهایت با Windows Core OS به بازار عرضه خواهند شد. یک کامپیوتر مدرن که از 4G LTE نیز پشتیبانی می کند و توانایی های خوبی به همراه شارژدهی باتری بالا در هفته ها دارد.

ویندوز 10 اس نیز احتمالا با Windows Core OS و پولاریس عوض خواهد شد.

هیچ یک از موارد بالا دلیلی بر بازنشسته شدن ویندوز 10 پرو نیست و بسیاری از شرکت ها، بیمارستان ها، دولت ها و مشتریان سطح حرفه ای تمام پشتیبانی های قدیمی ویندوز برای دسکتاپ ها و لپ تاپ ها را احتیاج دارند. آن دستگاه ها نیز به کار خود ادامه خواهند داد و سخت افزارهای جدید برایشان ارائه خواهد شد.

اما در دراز مدت مایکروسافت Windows Core OS را به عنوان هدف اصلی برای دسکتاپ، موبایل، کنسول های بازی، واقعیت ترکیبی و نمایشگرهای بزرگ (نظیر سرفیس هاب) می بیند.

چرا Windows Core OS یک حرکت درست است؟

هرآنچه باید در مورد Windows Core OS و پروژه Polaris مایکروسافت بدانید

Windows Core OS یک مدل درست برای حرکت به سمت آینده کامپیوتر هاست. کروم بوک های گوگل نه تنها در حال به دست آوردن سهم بیشتر در بازار مدارس بلکه در بین مشتریان عادی هستند. ایده سبکی، انعطاف پذیری، امن بودن و یک سیستم عامل کاملا مدرن برای مایکروسافت احتیاج است تا سهم ویندوز را در دهه آینده در بازار حفظ کند و افزایش دهد.

این روزها بازار مشتریان در حال حرکت به سمت آینده موبایل هاست و گوگل با شعار “اگر می خواهد کامپیوترتان مانند موبایل ها عمل کند” کروم بوک های خود را به فروش رسانده است که دلیل بسیار خوبی برای فروش این مدل دستگاه ها است.

Windows Core OS با composer هایش (Cshell) پلی به آینده است. برای دانش آموزان و دانشجویان، کارگرانی که روی یک زمین کار می کنند، محاسبات محیطی و اکثر مصرف کنندگان این چنینی، این سیستم عامل گزینه بسیار مناسبی است.

در حالی که سوالات بسیار زیادی در مورد آینده ویندوز وجود دارد این معماری می تواند برای ویندوز و بقای آن امیدوار کننده باشد.

چرا مایکروسافت اندروید و iOS را دوست دارد؟

در حالی که دیگر امیدی به ویندوز 10 موبایل نیست و احتمالا مایکروسافت سال آینده نیز رسما به پشتیبانی از آن خاتمه خواهد، این کمپانی پشتیبانی بسیار کاملی از اپلیکیشن هایش در دو سیستم عامل اندروید و iOS دارد. مایکروسافت برنامه عرضه اپلیکیشن هایش برای دو سیستم عامل اندروید و iOS را پیش از اعلام مرگ ویندوزفون شروع کرده بود  و پشتیبانی بهتری از اپلیکیشن های اندروید و iOS نسبت به سیستم عامل خود داشت که همین موضوع هم باعث نا امیدی بسیاری از کاربران ویندوزی شده بود. 

این موضوع حتی باعث نا امیدی طرفداران سر سخت ویندوز 10 موبایل نسبت به آن شد چرا که مایکروسافت ویژگی های جدید نرم افزار هایش را ابتدا برای این دو سیستم عامل عرضه می کرد و پس از مدتی تازه شاهد آن ویژگی در ویندوز 10 موبایل بودیم. دلیل این کار را هم می توان مطمئن نبودن مایکروسافت از آینده سیستم عاملش دانست.

وقتی که در انتهای سال 2017 هم مایکروسافت رسما اعلام کرد که ویندوز 10 موبایل دیگر آپدیتی شامل ویژگی های جدید دریافت نخواهد کرد و دستگاهی مبتنی بر این سیستم عامل تولید نخواهد شد این گمانه زنی ها در مورد پشتیبانی مایکروسافت از اندروید و iOS معنا و مفهوم بیشتری پیدا کرد.

با رو به زوال رفتن ویندوز 10 موبایل، سرمایه گذاری روی دو سیستم عامل دیگر و ارائه تمام نرم افزار ها برای اندروید و iOS و پشتیبانی از آن ها در این دو سیستم عامل با توجه به اینکه مایکروسافت دیگر سیستم عامل خودش را نداشت تنها راه حفظ ارتباط این کمپانی با بازار موبایل بود. اما علاوه بر این سه دلیل وجود دارد که نشان می دهد مایکروسافت استراتژی درستی برای بقای خود در بازار موبایل در پیش گرفته است.

تمام کاربران اینجا هستند

سرمایه گذاری روی اندروید و iOS توسط مایکروسافت یعنی تعامل با 99 درصد کاربران بازار موبایل در جهان چون این دو سیستم عامل بدون تردید رهبران سیستم عامل های موبایل امروز هستند و احتمال زیادی وجود دارد که میزان بازار این دو سیستم عامل هیچ وقت تغییر نکند که علت این امر هم شکست خوردن دو سیستم عامل ویندوز 10 موبایل و بلک بری OS در امر رقابت است و رقیب دیگری هم فعلا دیده نمی شود.

بر اساس آماری که برای ماه نوامبر 2017 ارائه شده اکنون اندروید حدود 59.4 درصد و iOS با افزایش خوبی حدود 39.8 درصد از بازار آمریکا را در اختیار دارند. اما در اروپا کمی تفاوت وجود دارد و رهبری اصلی با اندروید با 75.1 درصد است و iOS نیز حدود 23.9 درصد از این بازار را در اختیار خود دارد.

بنابراین چون تمام کاربران اینجا هستند پس این یک سرمایه گذاری بدون ریسک و بسیار عالی برای مایکروسافت است. شاید تصور اینکه مایکروسافت روزی گوشی اندرویدی نیز تولید کند برای طرفداران سرسخت ویندوزفون غیرممکن باشد اما در آینده قطعا این برای مایکروسافت یک نیاز مخصوصا در بخش سازمانی خواهد بود.

تمام پول ها اینجاست

برای مایکروسافت کاربران بیشتر یعنی پول بیشتر و این تمام چیزی است که می تواند روی تصمیمات آینده یک کمپانی تاثیر بگذارد. در واقع پول رهبری تصمیمات آینده هر کمپانی را بر عهده دارد.

از آنجایی که اندروید و iOS حدود 99 درصد کاربران را در اختیار دارند پس می توانند درامد بسیار خوبی نیز برای یک کمپانی مثل مایکروسافت داشته باشند و تفاوتی هم میان مشتریان عادی و سازمان ها نیست.

در حالی که مایکروسافت بسیاری از اپلیکیشن های رایگان اندروید و iOS را پوشش می دهد اما اپلیکیشن های پولی زیادی هم در این دو سیستم عامل برای موارد مختلف ارائه می کند که می تواند دلیل خوبی برای پوشش بیشتر این کمپانی روی این دو پلتفرم باشد.

علاوه بر این قطعا هر فردی که در سازمانی مشغول به کار است یک گوشی اندروید یا iOS نیز در کنار خود دارد و تولید برنامه های مایکروسافت برای این دو پلتفرم می تواند برای این کاربر بسیار خوب و کاربردی باشد چرا که می تواند در دستگاهی که به اندروید یا iOS مجهز است نیز به سرویس های مایکروسافتش به عنوان قطب اول نرم افزار های سازمانی دسترسی داشته باشد و سود بیشتری برای مایکروسافت ایجاد کند.

تمام اپلیکیشن ها اینجاست

در حالی که شاید داشتن تعداد زیادی اپلیکیشن در استور برای مایکروسافت خوب به نظر نرسد اما دقیقا برعکس است.

یک اکوسیستم سالم موبایل باید از پشتیبانی توسعه دهندگان بهره مند باشد و اپلیکیشن های متعددی را اجرا کند. یکی از دلایلی که ویندوزفون یا ویندوز 10 موبایل شکست خوردند همین عدم پشتیبانی توسعه دهندگان در استور بود که کاربران را مجاب به خرید اندروید یا iOS و استفاده از اپلیکیشن های زیادتر می کرد. این موضوع خیال مایکروسافت را از بابت دوام سرمایه گذاری راحت تر می کند چراکه دقیقا همان جمله قبلی را که کاربران بیشتر مساوی پول بیشتر اند پدید می آورد.

بر اساس آماری که AppAnie ارائه کرده به تنهایی در سال 2017 حدود 27 میلیون اپلیکیشن از این دو استور دانلود شده که اگر کل مبالغ پرداختی کاربران جهان را به دلار آمریکا تبدیل و در نظر بگیریم، کاربران حدود 17 میلیارد دلار پول پرداخته اند.

پس چرا این نباید دلیلی برای ارائه اپلیکیشن های این کمپانی در این دو استور باشد؟ در حالی که کاربران این دو سیستم عامل برای موارد مختلف و راه حل های مختلف در گوشی هایشان پول پرداخت می کنند و قطعا همیشه محصولات مایکروسافت می تواند یکی از این خرید ها باشد.

اما در آخر باز هم باید عنوان کنیم همه چیز به پول بر میگردد و قطعا مایکروسافت مثل هر کمپانی دیگری که در این بازار وجود دارد به دنبال درآمد بیشتر است و دلایل بالا برای این کمپانی کفایت می کند تا به عنوان یک غول در عرصه تولید نرم افزار های مختلف کاربردی، بازار اندروید و iOS که تقریبا کل بازار موبایل را در اختیار دارند به بازار ویندوزفون خودش ترجیح دهد.

نکات قابل ملاحظه پیش از خرید پاور بانک

قبل از خرید عجولانه پاور بانک ها به نکات زیر حتما توجه کنید:
1- سعی کنید پاور بانکی را که انتخاب میکنید حداقل به اندازه دستگاهی که می خواهید شارژ کنید ظرفیت داشته باشه تا برای تقریبا یک بار شارژ کردن دستگاه بتوان از آن استفاده کرد.
2- بسته به تعداد دستگاه‌هایی که حمل می‌کنید، به دنبال کابل ها و پروت های با کیفیت همراه باشید تا بتوانید برای صرفه جویی در وقت، چند دستگاه را همزمان شارژ کنید.
3- از حجم و شکل پاور بانک به سادگی عبور نکنید، پاور بانک های مربع شکل به نسبت مستطیلی ها برای قرار گرفتن در هر مکانی چندان مناسب نیستند.
4- خیلی مهم است که شما از میزان شارژ پاور بانک خود آگاه باشید. بنابراین وجود LED هایی بر روی پاور بانک که نشانگر میزان شارژ آن باشند حائز اهمیت است.بهترین پاور بانک ها دارای نشانگر درصد شارژ جهت نشان دادن شارژ دقیق تر می باشند.
5- توجه داشته باشید که پاور بانکی را انتخاب کنید که دارای مدار محافظ در برابر شارژ بیش از اندازه ( Overcharge ) باشد که جریان الکتریسیته را در زمانی که شارژ آن کامل شده ولی همچنان در حین شارژ شدن است، قطع کند.
۸۹-خاموش شدن خود کار یا Auto Off ویژگی دیگری است که میتوان آن را هم ردیف قابلیت حفاظتی Overcharging دانست که با اتمام شارژ دستگاه جریان را قطع میکند تا دستگاه آسیب نبیند و دمای آن افزایش نیابد.

آیپد مینی جدید رونمایی شد: صفحه نمایش رتینا 7.9 اینچ، پردازنده 64 بیتی A7 و قیمت 399 دلار

اپل در اقدامی غیرمنتظره در آیپد مینی جدید از پردازنده قدرتمند و البته گران قیمت A7 استفاده نمود، همان تراشه‌ای که در ایفون 5s و آیپد 9,7 اینچی جدید (iPad Air) نیز مورد استفاده قرار گرفته است.

البته استفاده از صفحه نمایش رتینا و همچنین پردازنده قدرتمند A7 باعث شده تا قیمت آیپد مینی به 399 دلار برای نسخه وای-فای تنها و 529 دلار برای نسخه LTE افزایش یابد. استفاده از پردازنده A7 باعث افزایش بازده سیستم تا 4 برابر نسبت به آیپد مینی اول شده است.

از دیگر مشخصات فنی آیپد مینی می‌توان به دوربین 5 مگاپیکسل در پشت اشاره کرد. البته اپل تولید آیپد مینی اول را نیز همچنان ادامه می دهد و آن را با قیمت 299 دلار به فروش خواهند رساند.

 

 

 

 

 

 

 

آیپد مینی رتینا از نظر

شکل و شمایل ظاهری هیچ تغییری نسبت به نسل قبل نکرده، اما از نظر سخت افزاری بهبود قابل ملاحظه‌ای داشته است. از آنجایی که آیپد مینی با صفحه نمایش 7.9 اینچ از همان رزولوشن آیپد ایر با صفحه نمایش 9.7 اینچی بهره می‌برد تراکم پیکسل‌ها در آن به مراتب بالاتر است.

retina-ipad-mini-macro-theverge-1 560

اپل در کنفرانس معرفی این محصول اعلام کرد که به دلیل استفاده از پردازنده بهینه A7 و مدیریت هوشمندتر مصرف انرژی، طول عمر باتری آیپد مینی به 10 ساعت افزایش یافته است.

عرضه آیپد مینی رتینا از ماه آینده و در رنگ‌های خاکستری روشن و مشکی آغاز می‌شود

سامسونگ حجیم‌ترین حافظه SSD جهان را با ظرفیت 30 ترابایت رونمایی کرد

حافظه SSD تازه معرفی شده سامسونگ چیزی معادل 30.72 ترابایت اطلاعات را در خود ذخیره‌ می‌کند و تنها 2.5 اینچ ضخامت دارد؛ به این ترتیب لقب حجیم‌ترین حافظه SSD جهان را یدک خواهد کشید. حافظه‌های SSD سرعت بسیار بیشتری را نسبت‌ به هارد دیسک‌های فعلی عرضه می‌کنند اما قیمت گزاف و ظرفیت‌ کمتری دارند. با این حساب می‌‌توان گفت حافظه SSD تازه معرفی شده سامسونگ با توجه به ظرفیت بالایی که دارد گزینه مناسبی برای کاربران حرفه‌ای و مدیران شبکه است تا از هارد دیسک‌های قدیمی و کُند به سمت این SSD پرظرفیت و سریع مهاجرت کنند.

این حافظه SSD که سامسونگ با نام تجاری PM1643 از آن یاد می‌کند از ترکیب 32 فلش NAND با ظرفیت 1 ترابایت ساخته شده که هر کدام از آن‌ها از 16 لایه چیپست 512Gb V-Nand تشکیل شده است.

ظرفیت این حافظه SSD به اندازه‌ای است که می‌توان چیزی حدود 5700 فیلم سینمایی را با کیفیت HD در این حافظه ذخیره کرد، ناگفته نماند که سامسونگ اوایل سال جاری نیز حافظه‌ SSD را با ظرفیت 16 ترابایت رونمایی کرده بود. از طرف دیگر شرکت معتبر سیگیت هم حافظه‌ای SSD با ظرفیت 60 ترابایت معرفی کرده است اما این حافظه SSD از حافظه‌ای که امروز توسط سامسونگ معرفی شده ضخامت بیشتری دارد و 3.5 اینچی است.

سامسونگ پس از معرفی حافظه SSD جدید اشاره‌ای به زمان عرضه این محصول نکرده است و بدون شک این حافظه پس از راهی شدن به بازار قیمت بسیار گزافی خواهد داشت.

گوگل کروم حالا قابلیت بی‌صدا کردن دائمی وب‌سایت‌ها را فراهم می‌کند

حتما شما هم با ورود به برخی وب‌سایت‌ها با ویدیوهای مزاحمی که یکباره با سر و صدای آزار دهنده بصورت خودکار پخش می‌شوند برخورد کرده‌اید. در نسخه‌ی جدید گوگل کروم می‌توانید تمام سایت‌هایی که ویدیوی خودکار پخش می‌کنند را بی‌صدا کنید. به اینصورت که بر روی تب مزاحم راست کلیک کنید و خروجی صدای کل سایت را غیرفعال کنند. با بی‌صدا کردن دائمی وب‌سایت‌ها هر بار به آن‌ها مراجعه کنید صدایی پخش نخواهد شد مگر این‌که آن‌ها را Unmute کنید.

بی‌صدا کردن دائمی وب‌سایت‌ها

گوگل همچنین قصد دارد قابلیت پشتیبانی از ویدیوهای HDR را به کروم 64 اضافه کند. استفاده از این قابلیت مستلزم داشتن کامپیوتری با آپدیت Fall Creators، مانیتور HDR و کارت‌های گرافیکی سازگار است. گفتنی است که جدیدترین نسخه‌ی کروم از کاربران ویندوز در برابر بدافزارهایی نظیر Meltdown و Spectre محافظت می‌کند.